محمد على مجاهدى
44
خوشه هاى طلائى ( فارسي )
محمّد موحّديان قمى قباى فرج بيا كه ديده به راه تو شد سپيد بيا * به زير بار غمت پشت ما خميد ، بيا ز فرط درد جدائى و رنج تنهايى * دل رميده دمى را نيارميد ، بيا ز طول شام سياه فراقت اى همه حسن * بسان روى تو شد موى ما سپيد ، بيا به جاى اشك روانى كه سوخت ز آه سحر * ز ديده در شب هجر تو خون چكيد ، بيا براى ديدنت اى آفتاب چرخ كمال * به اشتياق دل از ديده سر كشيد ، بيا دل شكسته ز پا شد ولى ز گلشن وصل * به دست ديده گل آرزو نچيد ، بيا